موسسه بندناف رویان
امروز بابای هلیا کوچولو برای امضاء آخرین مراحل کار به موسسه رویان رفت حدود دوهفته پیش مقدمات اولیه و آزمایشات انجام شد و مونده بود امضاء باباش که امروز انجام شد . دیروز هم دوتاشون رفته بودن آویز بالای تختشو که یه چیزایی کم داشت تهیه کنن ...خلاصه همه کارها داره خوب پیش میره ..فقط یه اشکال کوچولو پیش اومده اونهم سرما خوردگی بیموقع منه بخاطر همین سریع رفتم دکتر دوسه روز دیگه که بهتر شدم میرم که پیششون بمونم .
نویسنده :
مادرجون
11:48
سیسمونی هلیای من
کنسرت!
امروزمامان هلیا کوچولو به کنسرت رفت.کنسرت مهدی مدرس توی تالار اریکه ایرانیان برگزار شد.من خیلی نگرانش بودم ولی اون خیلی خونسرد گفت اشکالی دراینکار نمی بینه و دخترش قراره در موقع مقرر بدنیا بیاد . خودش میگفت تمام مدت داشت لگد میزد و انگار از صدای موسیقی خیلی بوجد اومده بود .خلاصه بخیر گذشت و بعداز اتمام کنسرت باهام تماس گرفت و خبر سلامتیشو داد .خدارو شکر که بعداز اونهمه تحمل درد عمل و سنگینی بارداری تونست روحیه شو حفظ کنه .
نویسنده :
مادرجون
12:05
سیسونی هلیای من
این لباسهارو مامان و بابای هلیای من با عشق زیاد واسش از دبی خریدن یعنی تا 4سالگیش نیاز به لباس نداره ...
دراور لباس هلیاجونم
در انتظار هلیا
همه چیز برای ورود این دختر قندعسل آماده است امروز کارهای اولیه که در موسسه بندناف رویان انجام شده بود داره به پایان میرسه .....طبق صحبتهای خانم دکتر تو عزیز دلم تاریخ 18 بهمن ماه یعنی 15 روز دیگه دنیا میای و چشم همه مون به دیدارت روشن میشه نمیدونی که من و پدرجون برای اون لحظه چه بیتابیم ...
سیسونی هلیای من
لباسها و لوازمی که خاله الهام هلیاجون از هند فرستاده دستش درد نکنه ...







